حرفهای دلم
ماه بالای سر آبادی است اهل آبادی درخواب روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم باغ همسایه چراغش روشن، من چراغم خاموش ماه تابیده به بشقاب خیاربه لب کوزه آب غوکها میخوانند مرغ حق هم گاهی نیمه شب بایدباشد دب اکبر آنست دو وجب بالاتر ازبام آسمان آبی نیست، روز آبی بود یاد من باشد، هرچه پروانه که می افتد در آب، زود ازآب در آرم یاد من باشد، کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد یاد من باشد ،فردا لب جوی، حوله ام را هم باچوبه بشویم یاد من باشد تنها هستم ماه بالای سرتنهایی است... آنکه دایم هوس سوختن ما یمکرد کاش می آمدو از دور تماشا میکرد خدایا من گم شدم مثل اون بچه ا ی که تو یه بازرا شلوغ گم شده و هیچ کاری از دستش بر نمیاد باید منتظر بمونه که یه نفر پیداش کنه خدایا من نمیتونم دنبال تو بگردمو پیدات کنم میشه تو دنبال من بگردی یه بچه ای که تو یه جای شلوغ گم شده اگه مامانش پیداش کنه محکم تو بغلش میگیرتشو اشک میریزه اما گریه هاش فقط از رو خوشحالیه اما اون بچه اگه گریه کنه فقط میخواد بگه که درنبود مامانش چقدر احساس بی پناهی و تنهایی کرده خدایا منو پیدام کن دنبالم بگرد وقتی بهم رسیدیم بغلم کن بذار گریه کنم بذار تمام درددلامو بهت بگم خدایا اینجا هیچکسی وقت نداره هیچکسی نمیتونه به حرفای من گوش بده میشه تو به حرفام گوش بدی اومدم ازت یه وقت اختصاصی بگیرم نکنه تو هم وقت نداری نکنه... خدایا قول میدم که زیاد وقتتو نگیرم قول میدم من هیچکسو تو این دنیا مثل خودم بی پناه ندیدم اما بازم شکرت میشه بگی که واست مهمم میشه بگی همیشه نگرانمی میشه مواظبم باشی میشه پناهم بشی میشه یه بار یه عالمه باهات حرف بزنم آخه من یه عالمه حرف دارم اما هیچکسو ندارم که بخواد حتی به حرفام گوش بده میشه تو یه بار ازم بخوای که حرف بزنم میشه بهم بگی از دردام بگم یعنی توهم میخوای بگی که نمیشه... خدایا دیگه حس نمیکنم که گم شدما حس میکنم شبیه یه بچه سر راهیم نمیگم که منو یادت رفته اما احساس میکنم که منو سر راه گذاشتیو خودت رفتی خدایا به دادم برس اگه تو هم بیخیال من شی ... چند روز پیش با یکی از دوستام مترو سوار شده بودیم که سر یه قضیه ای خانومی که کنار ما نشسته بودم به دوستم گفت خیلی دوست خوبی داری قدرشو بدون این جمله آتیشم زد آخه یاد این افتادم که... یادش بخیر پارسال با چند تا از دوستام میرفتیم باشگاه خیلی روزای خوبی بود هم شاد بودیم هم حسابی خوش تیپ کرده بودیم اما ادامه ندادیم اما چند روزی هست که دوباره دارم میرم باشگاه باید همه چی مثل اولش بشه خدایا کمکم کن... التماس دعا همه جا ریزه دل ریخته پا نگذاری یه ظرف شیشه ای رو تصور کن اگه از دستت بیفته چند حالت میتونه اتفاق بیفته ممکنه فقط ترک برداره اگه اینجوری باشه قابلیت خودشو از دست نمیده تقریبا مثل اولشه ممکنه بشکنه اما به تیکه های بزرگ تقسیم بشه اونوقت میتونی این تیکه هارو بهم بچسبونی و دوباره از نو بسازیش ممکنه بشکنه و به تیکه های خیلی ریز تقسیم شه اینجاست که دیگه نمیتونی این ریزه شیشه هارو بهم بند بزنیو همه چی رو مثل اولش کنی قلب آدما شبیه این ظرف شیشه ای هستش دلم یه جوری شکسته که ریز ریز شده دیگه نمیشه به حالت اول برگرده گاهی دلم تنگ میشود برای یک دوستت دارم ساده، یک فنجان قهوه داغ، سه روز تعطیلی در زمستان و پنج انگشت دوست داشتنی هیچکس دلش واسم تنگ نمیشه ،هیچکس نگرانم نمیشه،هیچکس نمیتونه یا شایدم نمیخواد که به حرفام گوش بده،عشق هیچکس نیستم یا بهتر بگم هیچکس عاشقم نیست هیچکس وقت تنهاییت به دادت نمیرسه وقت غمت هیچکس کنارت نیست وقتی یه مشکلی داری نباید تو جمع وارد شی آخه شادی اونارو بهم میزنیو ناراحتشون میکنی کاش یکی از ته دلش بهم عزیزم میگفت کاش یکی دستامو میگرفت تو دستاش تا گرم بشه،کاش یکی با همه وجودش دلتنگم بود،کاش یکی ازم میپرسید چیزی لازم نداری،کاش یکی میذاشت سرمو بذارم روشونشو حسابی گریه کنم اشکامو پاک میکرد و بهم آرامش میداد یا نه کاش اونم باهام گریه میکرد ،کاش یه نفر میذاشت باهاش درد دل کنم،کاش منم عزیز دل یه نفر بودم،کاش اینهمه دلم نمیشکست،کاش اینهمه کاش وجود نداشت.... کسی که تمام بچگی ات رو توی بغلش بودی کسی که همه وقتایی که مامانت نبوده اون بوده نوازشت کرده بوسیدت همون که بچه بودی باخودش میبردت جلسه قرآن همونی که اومد مدرسه تئاترتو دید. همونی که وقتی مامانت حامله بوده بهش سیبی که سوره یوسف خوندن داده که دخترش خوشگل بشه. همون.... توی کماست چندروزه خوابیده دیگه بیدار نشده. خوابه خوابه خواب......... جنگ با این همه غم و غریبی یکی بگه رسم کدوم نبرده هیچکس نبود فقط من بودمو خدا خیلی وقت بود که دلم گرفته بود بغض تو گلوم بود اما نمیخواستم گریه کنم تا اینکه بالاخره یه بنده خدایی با حرفی که زدبغضمو شکوند یادمه از علیرضا افتخاری یه آهنگ داشتم گوش میکردم چه شعری بود؟آهان این بود دلم گرفته امشب در خلوت شبانه هوای گریه دارم ز سوز این ترانه ........ نمیدونم چی شد اما با یه حرف دیگه از همون آدم کنترلمو از دست دادم اشکام تمومی نداشت یاد یه چیزی افتادم که خیلی وقت بود فراموشش کرده بودم محکم زدم تو گوش خودم که دیگه یادم بمونه اونم نه یکی چندتا پشت سرهم زدم بقول اون نقاشه تو برنامه خنده بازار چپ وراست چپ وراست همینطوری میزدما یهو بخودم اومدم توآینه نگاه کردم صورتم سرخ شده بود دلم واسه خودم سوخت دیگه تو اتاق فقط صدای موسیقی نبود صدای هق هق گریه های منم بلند شده بود نمیتونستم آروم باشم راه میرفتم وگریه میکردم یاد یه چیزایی می افتادمو بیشترگریه میکردم تک وتنها تو خونه بودم تا خود شب اشک میریختم کم آورده بودم خسته بودم از همه چی بیشتر از خودم.... چند روز پیش بعد از کلاس یکی با طعنه یه چیزی بهم گفت که ..من فقط نگاش کردمو چوابشو ندادم اما یاد یه روزی افتادم که همین آدم مریض بود دستشو گرفته بودم و با ملاحظه کمکش میکردم که راه بره ،یاد اون روزی افتادم که همین آدم توشرایط روحی بدی بودو با تنها کسی که دردل میکرد من بودم همیشه میگفت آدم تو سختیا دوستاشو میشناسه ... خواستم اون روزا رو یادش بیارم اما گفتم بیخیال دوستم یادش رفته خدا که یادش نرفته چیزی نگفتم حتی نشون ندادم که ناراحت شدم تاحالا دل هیچکسو نشکونده بودم از ناراحتی کسی خوشحال نشده بودم به کسی بدی نکرده بودم، اما یه جوری دلم شکست که ... هروقت قراره حالم گرفته شه چند تا اتفاق بد باهم میفته ایندفعه هم همینجوری بود اگه بخوام حال این چند روزه رو بگم یه تراژدی میشه نگم بهتره خدایا کمکم کن تو با من خنده هایت مال مردم ،نگاه آشنایت مال مردم هوسهایت در آغوش رفیقان ،غمت با من وفایت مال مردم خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر براحتی کسی از راه ناگهان برسد ... رها کنی برود از دلت جدا بشود به آن که دوست ترش داشته به آن برسد گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد رها کنی بروند دو تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد خدا کند ... نه نفرین نمی کنم خدا نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند فقط زود آن زمان برسد.... در گلویم آنچنان بغضی نشسته که هیچ گریه ای از سر بازش نمیکند یادش بخیر پارسال همین موقعها توی یکی از خیابونای مشهد هر وقت دلم میگرفت قدم میزدم با اینکه تنها بودما ولی خیلی آروم میشدم اما الان دیگه قدم زدن تو اون خیابونم آرومم نمیکنه سلام حضرت دلبر سلام قرص قمر زمین که لطف ندارد از آسمان چه خبر راهی نمونده تا خدا باید فقط باور کنم من نذر کردم بغضمو قبل از سحر پرپر کنم این روزا من مهمونتم هستی ومن ندیدمت از چشم من دوری ولی من با دلم میبینمت چشمانم گریه راطلب میکند خدایا فرو خوردن این همه بغض روزه را باطل نمیکند... به همون روز تولد منو برگردون خودم واسه خودم تولد گرفتم امروز روزی است که تو به دنیا آمدی،روزی که چشمهایت را باز کردی وسقف بیمارستان را دیدی،روزی که برای اولین بار گریه کردی،وقتی به دنیا امدی ترسیده بودی دستهای سفید نازکت را مشت کرده بودی،روزی که به دنیا آمدی دوروبرت را تماشا میکردی،روزی که تو به دنیا آمدی مامان به امروز فکر میکرد وبابا به فردا،روزی که تو به دنیا آمدی وقتش نبود،زود آمدی ولی همه آماده ی آمدنت بودند.بعد گذشتند روزهای بارانی،شبهای آرامش،هفته های اضطراب،سالهای ترس ودودلی،سالهای موفق تا رسیدی به امروزکه فقط یک تولد رادرخاطرت داری،اولین تولدت رابرای بقیه تولد هایت جشن نگرفتی،برای بقیه تولدهایت روزمعین نکردی وساعت وتاریخ که یادشان بیفتی،ولی دوباره و دوباره متولد شدی،خوب دقت کنی میبینی تاحالا یکی دوبار دیگر هم متولد شدی،آن دفعه که..... یادت هست آن موقع خودت کوچک وبزرگ شدنت راحس کردی،دیدی ولی یادت رفت،یادت رفت بر ا ی تولد دوباره ات شمع روشن کنی،راستی هنوز هم داری متولد میشوی،متولدشدن درد دارد بزرگ شدن درد داردوتو داری درد میکشی،یادت باشداینبار که متولد شدی جایی ثبتش کنی... تولد دوباره ات مبارک یکی نیست همدمم باشه یکی نیست مرهمم باشه جای من هیچ جا خالی نیست یکی نیست دلتنگ باشه از زمونه دلگیرم دیگه از زندگی سیرم ازهمه کس از همه چیز هی بهونه میگیرم دل کسی باهام یکی نیست نپرس چرا چشام شده خیس نگو نگو دردت چیه دردام یکی دوتا نیست دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که هر وقت گوشه حیاط تنها ایستادی یکی میاد وبهت میگه با من دوست میشی؟ دلم گرفته بدجوری هم گرفته خدایا کمکم کن هرگز حسد نبردم برمنصبی و مالی الا به آنکه دارد با دلبری وصالی خیابانهای تنهایی دلی ولگرد میخواهد و آوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد؟؟
| Design By : Pichak |


